قالب شماره 9 بلاگ 88

راه مي روي

و شهر

ارديبهشت مي شود..


رضا كاظمي




ادامه مطلب ... [ بازدید : ]
۱۱ دى ۱۳۴۸ | نظرات (0)

شعر پشتِشعر
ميگيرانم به لب
شبيهِتنهاييِ مرداني شده ام
كهپياده روها را
سيگارپشتِ سيگار
گريهنمي كنند.. 

مهديه لطيفي




ادامه مطلب ... [ بازدید : ]
۱۱ دى ۱۳۴۸ | نظرات (0)

كاش مي دانستي
كه پرندگان عشق هرگز دوبار پر نمي گشايند.
دوست من، عشق مسافري است
كه تنها يك بار به سراغمان مي آيد و يكباره مي رود.

نزار قباني




ادامه مطلب ... [ بازدید : ]
۱۱ دى ۱۳۴۸ | نظرات (0)

دستانِمن نمي‏توانند
نه؛ نمي‏توانند
هرگز اين سيب را
عادلانه قسمت كنند!‏
تو
به سهم خود فكر مي‏كني
من
به سهم تو!‏


گروس عبدالملكيان




ادامه مطلب ... [ بازدید : ]
۱۱ دى ۱۳۴۸ | نظرات (0)

اولين روز دبستان بازگرد
كودكي ها، شاد و خندان باز گرد

باز گرد اي خاطرات كودكي
بر سوار اسب هاي چوبكي

خاطرات كودكي زيباترند
يادگاران كهن مانا ترند

درسهاي سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود

....

اي دبستاني ترين احساس من
بازگرد؛ اين مشق ها را خط بزن

محمد علي حريري جهرمي




ادامه مطلب ... [ بازدید : ]
۱۱ دى ۱۳۴۸ | نظرات (0)

من عاشقي بلد نبودم!

من حتي عاقلي هم بلد نيستم!

در مسابقه برگ پاييز ي و جوي گذران آب

هر عاشقي ميفهمد

كه برنده مسابقه برگ است

كه يك جاي سرنوشت گير كرده است!

وهر عاقلي ميداند

تمام عمر رانبايست به انتظار يك روز رسيدن برگ ماند!

من نه عاقلي بلد بودم و نه عاشقي!

مهر 91

م.ب




ادامه مطلب ... [ بازدید : ]
۱۱ دى ۱۳۴۸ | نظرات (0)



۱ |